صدآیِ توُ

صدآیِ توُ
اَز کُدآم آب گُذَشتِه بوُد
یآ دَر کُجآ بآریدِه بوُد
کِه هَمرآهِ ریحآن هآ و سوسَن هآ
بِه سوُیِ مَن می آمَد...
• بیژن جلالی
دیدگاه ها (۱)

گآهی اوقآت بِهتَر اَست حَقیقَت رآ نَفَهمیمهَمآنطوُر اَحمَق ب...

این آیَندِه کُدآم بوُد؟کِه بِهتَرین روُزهآی عُمرَم رآ ،حَرآم...

فَریآدِ مَن بی جَوآب نیستقَلبِ خوُبِ توُ جَوآبِ فَریآدِ مَن ...

رؤیآهآتوُ اَز دَست نَدِهوآسِ اینکِه اَگِ رؤیآهآت بِمیرَنزِ...

دیــــار کهن𓅃«بیژن و منیژه»روزی از روزگاری در ایران باستان،...

زمستان بود…دلِ زمینبه برفگرم بود.دلِ منبه تو.چه شد؟کجا رفتآن...

#داستان_شب✍حکایت آب و کوزه مردی در خانه‌اش دو کوزه بزرگ برای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط