آخرین آژیر

( 𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟱 ) آخرین آژیر


از این به بعد واسه ی لیندا علامت میزارم ولی بقیه با اسم خودشون مینویسم
علامت لیندا: +

میا: پس این دختر کجا موند از گرسنگی مردیم

یه شکلات از کیفم برداشتم و انداختم طرفش
بعد بلند شدم تا برم دنبال لنیا

لئو:کجا میری

+:میرم دنبال لنیا
این مدرسه ۴ طبقه داشت و باید تک تک کلاس ها و طبقه هارو میگشتم
اول از همه سراغ کلاس خودمون رفتم
احتمال زیاد اونجا باشه

درو باز کردم وارد کلاس شدم
به دور و اطرافش نگاه کردم

لینا: لیندا اینجا چیکار میکنی

برگشتم
یه بسته آب و غذا دستش بود

+:بزار کمکت کنم
بسته آبو از دستش گرفتم
باهم راه افتادیم پیش بچه ها

وسط راه بودیم
کاملا معلوم بود لنیا حواسش نیست
حتی ی چند باری هم نزدیک بود بیفته

+:حالت خوبه؟
یه لحظه هول شد
نگاهشو از زمین گرفت و به چشمام نگاه کرد
هیچی نگفت
یه جای کار می‌لنگید
لنیا تو حال خودش نبود

لنیا: من میرم دست شویی میتونی غذا هارو تنهایی ببری ؟

لبخندی زدمو غذا هارو از دستش گرفتم
+:برو راحت باش
دیدگاه ها (۰)

( 𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟲 ) آخرین آژیرلنیا از من جدا شد و رفت .....بعد این که...

( 𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟳 ) آخرین آژیرلئو یکی یکی آدمای اطرافو کنار زد وقتی ا...

( 𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟰 ) آخرین آژیرتمام شبو توی فکر بودم اون صدای فریاد که...

( 𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟯 ) آخرین آژیرنگاهی به عضو های گروه انداختم گروه بدی ...

فیک نامجون پارت نهم (میکاپ آرتیست)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط