گاهی شرار شرم و گاهی شور شیدایی است

گاهی شرار شرم و گاهی شور شیدایی است
این آتش از هر سر که برخیزد تماشایی است

دریا اگر سر می زند بر سنگ حق دارد
تنها دوای درد عاشق ناشکیبایی است

زیبای من! روزی که رفتی با خودم گفتم
چیزی که دیگر برنخواهد گشت زیبایی است

راز مرا از چشم هایم می توان فهمید
این گریه های ناگهان از ترس رسوایی است

این خیره ماندن ها به ساعت های دیواری
تمرین برای روزهایی که نمی آیی است

شاید فقط عاشق بداند او چرا تنهاست:
کامل ترین معنا برای عشق تنهایی است

#فاضل_نظری
دیدگاه ها (۳)

۳۱ شهریور، یادآور روزهایی است که ایران، هشت سال تمام، ایستاد...

قسمتی از سفرم به کردستان

*جبهۀ آرام*محمد فدائی و پدرام کاویاندر سیاست، همیشه آن‌کس که...

From Hatred to My Love

#درخواستی_هیونلیکس_چانمین#چند_پارتیPart:3#انتخاب_امنماشین با...

پارت ۳۲اولین صبحِ دنیایِ جدیدِ رزا با نورِ سردِ خورشید و درد...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت پایانیکوک چند ثانی...

𝑴𝒓. 𝑱𝑲 | 𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏پرتوی های طلایی و زرد خورشید از پشت پرده های ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط