دوستان میخوام یه ریسک جدید بکنم (ناکسه و کارای عجیبش دیع.
دوستان میخوام یه ریسک جدید بکنم (ناکسه و کارای عجیبش دیع.. 🗿👍🏻)
اول دلیلشو براتون میگم..
ببینین، من آدم منزویام ولی برعکس، بدجور نیاز به توجه و تعامل دارم، اصن برای همین این پیجو ساختم..
اینجوری بود که یه پست گذاشتم و دنبال آهنگش بودم، آهنگه رو پیدا نکردم، ولی لایک و کامنت گرفتم، یهو دیدم:
عههههه، میشه اینجا با آدمای غریبه حرف زد، پشماااام..🤡✨
و این برام خیلی جذاب بود، چون تو دنیای واقعی معمولاً ارتباط گرفتن برام سخت بوده و تقریبا همیشه تنها میموندم..
برا همین الان حدود چهار ساله دارم پست میذارم و آدمای جدید پیدا میکنم.. (آدمای خفنیم اینجا پیدا کردم..🤝)
منتهی خب.. الان بزرگ شدم..🗿🚬
تا وقتی بچهای، هر روز یه چیز جدید یاد میگیری؛ حرف زدن، راه رفتن، بازی کردن و... و اطرافیانتم ذوق میکنن چون دارن رشد کردنتو میبینن..
ولی بعد یه سنی میشی مثل یه کندهی چوب.. (نخند دلقک، جدی میگم.. 🤡)
دیگه کسی نمیگه «وااای ببین تازگی چی یاد گرفته!»
همه منتظرن ببینن بالاخره قراره از این کنده چی دربیاد..
صندلی؟ میز؟ هیزم؟ چمدونم والا.. 🗿
و منم الان دقیقا تو همین مرحلهام.. (بل چه حلال زاده.. مادر گرامی میفرمایند پاشو بیا ظرفارو بشور باز چه گوهی میخوری تو گوشیت..)
درحالی که این چند سال نشستم دوخت و دوز، آشپزی، انیمیشنسازی، موسیقی، کدنویسی، داستاننویسی، لولدیزاین، طراحی دیجیتال، سیاهقلم، کار با مس، بدلیجات، بازیسازی و هزار جور کوفت دیگه یاد گرفتم...
بعد بچهی هفتسالهی فامیل دستبند میفروشه و درآمد داره (غیبت نباشه، شبیه گوهه.. کثیفففف) توسریاشو من میخورم.. 🗿
برای همین با خودم گفتم شاید وقتشه دوباره امتحان کنم ببینم میشه از این همه چیزی که یاد گرفتم، یه چیز کوچیک و واقعیم درآورد یا نه..
آر.. میخوام یه پکیج/هدیه سفارشی بسازم..
فعلاً میخوام چند نمونه از یه ایدهی دیجیتالی بسازم:
تبدیل خاطره/آدم/کارکار/هرچی موردعلاقهتون به یه هدیهی دیجیتالی شخصیسازیشده..🌝👍🏻
آزمایشیع..
نه که بگم قراره اینجا فروشگاه بشه، نه قراره از فردا زیر هر پست بنویسم «سفارش بدیدددد».. 🗿☝🏻
فقط میخوام دوباره امتحانش کنم..
و اینجا یه تناقض شدید با خودم دارم...
من با «درآمد از هنر» مشکلی ندارم..
با فروش هم ذاتا مشکلی ندارم..
ولی همیشه نسبت بهش گارد داشتم، چون بعضی وقتا ذهنم اینطوری برداشت میکنه:
«عااا رابطهای که فکر میکردم انسانی و واقعی بوده، از اول یه معامله بوده؟
نکنه طرف فقط دنبال مخاطب بوده که بعداً ازش پول دربیاره؟
ای دهن سرویس بیلیاقت..🗿»
بل، یکی از دلایلیه که تقریبا از همه هنرمندای موردعلاقم متنفر شدم..🗿👈🏻👉🏻
و چون خودم این پیجو از اول با همچین نیتی نساختم، میترسم تبدیل به همون چیزی بشم که خودم ازش بدم میاد..
برای همین میخوام اینو امتحان کنم، بدون اینکه چیزی که اینجا بین ما ساخته شده رو تبدیل به یه ویترین فروش کوفتی کنم..
راستش درحال حاضر بیشتر از درآمد، به یه نشونه نیاز دارم که بفهمم این همه سالی که نشستم چیز یاد گرفتم، کاملاً بیهوده نبوده..
حتی اگه کسی سفارش نده و فقط چند نفر بیان چارتا کامنت انرژی دار بزارن، یکم حالم بهتر میشه..
چون این روزا یه عالمه فشار همزمان رومه؛ کنکور، بازیسازی، فندوم و تولید محتوا، مدرسه، تکالیف دینی و یه سری چیزای دیگه که مغزم دیگه واقعا جوابشو نمیده..🗿
پس شاید این ریسک کوچیک، یه بهونه باشه برای اینکه دوباره یادم بیاد:
بیعرضه نیستم،
فقط دارم توی زمینههای زیادی رشد میکنم و ظاهراً رشد کردنم یکم زیادی طول کشیده..😐🤝
به هر حال، پیج هنوزم همون پیج قبلیه..
پاتوق من و رفیقام..🤡👍🏻
(و همچنان بحث سیاسی و مثبت هیجده ممنوعههه..🌝✨)
بازم زیادی حرف زدم..
قربون چشاتون که ترکید تا خزعبلامو خوند.. 🗿🫂
بعدا یه نمونه کار میزارم..
اول دلیلشو براتون میگم..
ببینین، من آدم منزویام ولی برعکس، بدجور نیاز به توجه و تعامل دارم، اصن برای همین این پیجو ساختم..
اینجوری بود که یه پست گذاشتم و دنبال آهنگش بودم، آهنگه رو پیدا نکردم، ولی لایک و کامنت گرفتم، یهو دیدم:
عههههه، میشه اینجا با آدمای غریبه حرف زد، پشماااام..🤡✨
و این برام خیلی جذاب بود، چون تو دنیای واقعی معمولاً ارتباط گرفتن برام سخت بوده و تقریبا همیشه تنها میموندم..
برا همین الان حدود چهار ساله دارم پست میذارم و آدمای جدید پیدا میکنم.. (آدمای خفنیم اینجا پیدا کردم..🤝)
منتهی خب.. الان بزرگ شدم..🗿🚬
تا وقتی بچهای، هر روز یه چیز جدید یاد میگیری؛ حرف زدن، راه رفتن، بازی کردن و... و اطرافیانتم ذوق میکنن چون دارن رشد کردنتو میبینن..
ولی بعد یه سنی میشی مثل یه کندهی چوب.. (نخند دلقک، جدی میگم.. 🤡)
دیگه کسی نمیگه «وااای ببین تازگی چی یاد گرفته!»
همه منتظرن ببینن بالاخره قراره از این کنده چی دربیاد..
صندلی؟ میز؟ هیزم؟ چمدونم والا.. 🗿
و منم الان دقیقا تو همین مرحلهام.. (بل چه حلال زاده.. مادر گرامی میفرمایند پاشو بیا ظرفارو بشور باز چه گوهی میخوری تو گوشیت..)
درحالی که این چند سال نشستم دوخت و دوز، آشپزی، انیمیشنسازی، موسیقی، کدنویسی، داستاننویسی، لولدیزاین، طراحی دیجیتال، سیاهقلم، کار با مس، بدلیجات، بازیسازی و هزار جور کوفت دیگه یاد گرفتم...
بعد بچهی هفتسالهی فامیل دستبند میفروشه و درآمد داره (غیبت نباشه، شبیه گوهه.. کثیفففف) توسریاشو من میخورم.. 🗿
برای همین با خودم گفتم شاید وقتشه دوباره امتحان کنم ببینم میشه از این همه چیزی که یاد گرفتم، یه چیز کوچیک و واقعیم درآورد یا نه..
آر.. میخوام یه پکیج/هدیه سفارشی بسازم..
فعلاً میخوام چند نمونه از یه ایدهی دیجیتالی بسازم:
تبدیل خاطره/آدم/کارکار/هرچی موردعلاقهتون به یه هدیهی دیجیتالی شخصیسازیشده..🌝👍🏻
آزمایشیع..
نه که بگم قراره اینجا فروشگاه بشه، نه قراره از فردا زیر هر پست بنویسم «سفارش بدیدددد».. 🗿☝🏻
فقط میخوام دوباره امتحانش کنم..
و اینجا یه تناقض شدید با خودم دارم...
من با «درآمد از هنر» مشکلی ندارم..
با فروش هم ذاتا مشکلی ندارم..
ولی همیشه نسبت بهش گارد داشتم، چون بعضی وقتا ذهنم اینطوری برداشت میکنه:
«عااا رابطهای که فکر میکردم انسانی و واقعی بوده، از اول یه معامله بوده؟
نکنه طرف فقط دنبال مخاطب بوده که بعداً ازش پول دربیاره؟
ای دهن سرویس بیلیاقت..🗿»
بل، یکی از دلایلیه که تقریبا از همه هنرمندای موردعلاقم متنفر شدم..🗿👈🏻👉🏻
و چون خودم این پیجو از اول با همچین نیتی نساختم، میترسم تبدیل به همون چیزی بشم که خودم ازش بدم میاد..
برای همین میخوام اینو امتحان کنم، بدون اینکه چیزی که اینجا بین ما ساخته شده رو تبدیل به یه ویترین فروش کوفتی کنم..
راستش درحال حاضر بیشتر از درآمد، به یه نشونه نیاز دارم که بفهمم این همه سالی که نشستم چیز یاد گرفتم، کاملاً بیهوده نبوده..
حتی اگه کسی سفارش نده و فقط چند نفر بیان چارتا کامنت انرژی دار بزارن، یکم حالم بهتر میشه..
چون این روزا یه عالمه فشار همزمان رومه؛ کنکور، بازیسازی، فندوم و تولید محتوا، مدرسه، تکالیف دینی و یه سری چیزای دیگه که مغزم دیگه واقعا جوابشو نمیده..🗿
پس شاید این ریسک کوچیک، یه بهونه باشه برای اینکه دوباره یادم بیاد:
بیعرضه نیستم،
فقط دارم توی زمینههای زیادی رشد میکنم و ظاهراً رشد کردنم یکم زیادی طول کشیده..😐🤝
به هر حال، پیج هنوزم همون پیج قبلیه..
پاتوق من و رفیقام..🤡👍🏻
(و همچنان بحث سیاسی و مثبت هیجده ممنوعههه..🌝✨)
بازم زیادی حرف زدم..
قربون چشاتون که ترکید تا خزعبلامو خوند.. 🗿🫂
بعدا یه نمونه کار میزارم..
- ۶۷۶
- ۱۹ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط