یقه اش را گرفتم
یقه اش را گرفتم
و از میان سینه ام،
بیرون انداختمش
و چون کبوترے"جلد "...
.دوباره به قلبم بازگشت... .
" دوست داشتنت "
را مےگویم...!!!
و از میان سینه ام،
بیرون انداختمش
و چون کبوترے"جلد "...
.دوباره به قلبم بازگشت... .
" دوست داشتنت "
را مےگویم...!!!
- ۸۳۰
- ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط