کلاغ از طوطی پرسید: برای چه در قفس هستی؟

کلاغ از طوطی پرسید: برای چه در قفس هستی؟

طوطی جواب داد: برای اینکه من حرف می زنم! گاهی تاوان حرف زدن، قفس است.

کلاغ از طوطی پرسید: برای چه در قفس هستی؟

طوطی جواب داد: برای اینکه من حرف می زنم! گاهی تاوان حرف زدن، قفس است.

کلاغ بدون اجازه و البته به اسم «ژان ژاک روسو» شیر کرد.

کلاغ از طوطی پرسید: برای چه در قفس هستی؟

طوطی جواب داد: برای اینکه من حرف می زنم! گاهی تاوان حرف زدن، قفس است. تو چرا در قفس نیستی؟

کلاغ گفت: چون من حرف نمی زنم.

طوطی گفت: پس الان داری چه غلطی می کنی؟

کلاغ از طوطی پرسید: برای چه در قفس هستی؟

طوطی جواب داد: برای اینکه من حرف می زنم! گاهی تاوان حرف زدن، قفس است.

کلاغ گفت: مرتیکه خوابیدی اون تو، تخمه کیلویی 10 تومن می شکنی تاوان تاوانم می کنی؟

کلاغ از طوطی پرسید: برای چه در قفس هستی؟

طوطی جواب داد: برای اینکه من حرف می زنم! یه گوسفندم داریم سیگار می کشه. بیا ببینمون!

کلاغ از طوطی پرسید: برای چه در قفس هستی؟

طوطی بادی به گلو انداخت و گفت: قفس بشکن که بیزارم، از آب و دانه در زندان.

کلاغ گفت: به امید روزی که همین جمع، بیرون قفس!



کلاغ از طوطی پرسید: برای چه در قفس هستی؟

طوطی ماده ای آمد و روی قفس نشست و یک سکه تمام از طوطی گرفت و رفت. طوطی به کلاغ گفت: حالا فهمیدی؟

کلاغ از طوطی پرسید: داداش آتیش داری؟

طوطی گفت: نمی پرسی برای چه در قفس هستم؟

کلاغ گفت: نه!

طوطی سخن نگفت.

کلاغ از طوطی پرسید: چرا در قفس هیچ کسی کرکس نیست؟

طوطی عکسی نشان داد که در آن کرکسی داخل قفس بود.

این بار کلاغ سخن نگفت.

کلاغ از طوطی پرسید: برای چه در قفس هستی؟

طوطی جواب داد: قفس دارم، پس هستم. اینو جدم که طوطی دکارت بود گفته.

کلاغ از طوطی پرسید: برای چه در قفس هستی؟

طوطی جواب داد: من از شما می پرسم چرا در قفس هستم؟

کلاغ گفت: این شوخیو شماره قبل کرده بودی.

طوطی گفت: می تونم می کنم. می تونی بکن.

کلاغ پرهایش ریخت و فرار کرد.
دیدگاه ها (۸)

یه بابایی میخوره زمین دستش پیچ می خوره ، منتها تنبلیش میاد ب...

تو زندگیت مثه قیمه نذری باش که دیگران برای بدست آوردنت از جو...

یه شب حیف نون به زنش می گه خانم من امشب هوس نون بربری کردم.ز...

← یِـڪَمے گیجَــم ، افسُــرבه....! ← یِـــڪے ڪـہ تَــنها ، ت...

Hidden Melody in Midnight Seoul  p.37(از زبون ا.ت)این روزها ...

پارت 6

پارت ۷ #پشت غرورتاما هنوز به خیابون خیره شده بود.ماشین دیگه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط