این بـــار که آمـــــدی

این بـــار که آمـــــدی
جوری دَر آغـــــوش میگیــــرَمِت
که هیچــــگاه
صبح نشــَـــود....
دیدگاه ها (۱)

نمی خواهم نگرانت ڪنم امــღانداشتنت را بلد شده ام......یادمـ ...

دستهایم را بگیربدون تو...من ...از دنیا پرت می شوم

شهر به شهر دور می شدی و من دیوار به دیوار گریه میکردم.

مـََـــدیـونِ اشـــــکایِ مَنــــی...اگِــــه...فَـــــرامــ...

مطمئن باش حتی وقتی که زیر خرمن خاک هم باشم باز میام پیشت و د...

تا تفکر قاجاری #بدیم_بره غربزده‌ها دفن نشوداین وطن، هرگز وطن...

‌‌‌‌‌‌‌‍‌‍‌‍‌‌‌‌‌‌‌‍‌‍‌‍‌‌‌‌‌‌‌‍‌‍‌‌‌‌‌‌‌‍‌‍‌‍‌‌‌‌‌‌‌‍‌‍‌‌‌‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط