پارت ۲۹ . فصل دوم
پارت ۲۹ . فصل دوم
تهیونگ داشت منو میزاشت داخل ماشین که...از طرف یکی کشیده شد و باعث شد من بیوفتم روی زمین
سرم و با کلافگی بلند کردم که دیدم این همون مردِ است
این دیگه چی میخواد
کوک : خوبی بلندشو
دستش و به سمتم دراز کرد که تهیونگ دستش و پس زد و دستش و جلوم گرفت
دستش و گرفتم و بلند شدم که تهیونگ
با کلافگی به اون مرد گفت.
-:میشه بگی داری چه غلطی میکنی ؟
کوک : چرا وقتی میبینی دست و پا میزنه ولش نمیکنی
-: دوست دختر خودمه هرکاری بخوام هم انجام میدم اوکی ؟ به تو هم ربطی نداره که من باهاش چیکار میکنم
خواستن به جون هم بیوفتن که در خونه باز شد و اون دوتا اومدن بیرون
کوک : بلاخره اومدی بیا بریم تا نزدم فک این و خورد کنم
-: هه میخوای فک کی رو خورد کنی بچه جون
مطمئنم اگه یکم دیگه ادامه بدن
همدیگه رو تیکه پاره میکنن
پس بهتر بود یکم تهیونگ و آروم کنم
بهش نزدیک شدم
+:تهیونگااا بیا بریم ولش کن
ولی مگه حرف گوش میداد
از کلافگی دستم و داخل موهام بردم
که بخاطر اینکه اون مردک موهام و کشیده بود درد گرفت و اخی از بین لب..ام خارج شد
که از چشم تهیونگم دور نموند
-: خوبی چی شد
+:اااایی... اره آره خوبم فقط موهام درد میکنه
-: چرا کسی موهات و کشیده
+: او هوم اره آخ
-:کدوم ک..ص..خلی این کار و کرده
جوابی بهش ندادم که به سمت اون مرد برگشت و گفت
-:ببینم تو موهاش و کشیدی
کوک : من نه اون پشت سریم
به سمت دوستپسر هایون رفت و وقتی بهش رسید شروع کرد فحش دادن و کتک زدنش
محکم به صورتش مشت میزد و حتی نمیزاشت پسره از خودش دفاع کنه
یه جورای دلم خنک شد وقتی داشت میزدش
ولی اگه یکم دیگه ادامه بده باید جسد پسره رو از اینجا جمع کنن
به سمتش رفتم و سعی کردم ارومش کنم
ولی اصلا به حرفهای من اهمیت نمیداد
+:تهیونگ ولش کن کشتیش
ولی انگار نه انگار که دارم باهاش حرف میزنم
فقط به اون پسره مشت میزد و به جون پسره افتاده بود
اون مرد ام که انگار نه انگار داشتن برادرش و جلوی چشماش کتک میزنن
دستاش و داخل جیبش گذاشته بود و بهشون نگاه میکرد
+:تهیونگ هق (بغض آلود )
بلاخره دست از کتک زدن اون پسره برداشت و به سمتم اومد
صورتم و با دستاش گرفت و با نگرانی به همه جای صورتم و چک میکرد
-: جای دیگه ی ازت که زخم نشده ، اوفف خداروشکر ، چرا گریه میکنی کوچولو هوم؟
منو به سمت خودش چرخوند و...
تهیونگ داشت منو میزاشت داخل ماشین که...از طرف یکی کشیده شد و باعث شد من بیوفتم روی زمین
سرم و با کلافگی بلند کردم که دیدم این همون مردِ است
این دیگه چی میخواد
کوک : خوبی بلندشو
دستش و به سمتم دراز کرد که تهیونگ دستش و پس زد و دستش و جلوم گرفت
دستش و گرفتم و بلند شدم که تهیونگ
با کلافگی به اون مرد گفت.
-:میشه بگی داری چه غلطی میکنی ؟
کوک : چرا وقتی میبینی دست و پا میزنه ولش نمیکنی
-: دوست دختر خودمه هرکاری بخوام هم انجام میدم اوکی ؟ به تو هم ربطی نداره که من باهاش چیکار میکنم
خواستن به جون هم بیوفتن که در خونه باز شد و اون دوتا اومدن بیرون
کوک : بلاخره اومدی بیا بریم تا نزدم فک این و خورد کنم
-: هه میخوای فک کی رو خورد کنی بچه جون
مطمئنم اگه یکم دیگه ادامه بدن
همدیگه رو تیکه پاره میکنن
پس بهتر بود یکم تهیونگ و آروم کنم
بهش نزدیک شدم
+:تهیونگااا بیا بریم ولش کن
ولی مگه حرف گوش میداد
از کلافگی دستم و داخل موهام بردم
که بخاطر اینکه اون مردک موهام و کشیده بود درد گرفت و اخی از بین لب..ام خارج شد
که از چشم تهیونگم دور نموند
-: خوبی چی شد
+:اااایی... اره آره خوبم فقط موهام درد میکنه
-: چرا کسی موهات و کشیده
+: او هوم اره آخ
-:کدوم ک..ص..خلی این کار و کرده
جوابی بهش ندادم که به سمت اون مرد برگشت و گفت
-:ببینم تو موهاش و کشیدی
کوک : من نه اون پشت سریم
به سمت دوستپسر هایون رفت و وقتی بهش رسید شروع کرد فحش دادن و کتک زدنش
محکم به صورتش مشت میزد و حتی نمیزاشت پسره از خودش دفاع کنه
یه جورای دلم خنک شد وقتی داشت میزدش
ولی اگه یکم دیگه ادامه بده باید جسد پسره رو از اینجا جمع کنن
به سمتش رفتم و سعی کردم ارومش کنم
ولی اصلا به حرفهای من اهمیت نمیداد
+:تهیونگ ولش کن کشتیش
ولی انگار نه انگار که دارم باهاش حرف میزنم
فقط به اون پسره مشت میزد و به جون پسره افتاده بود
اون مرد ام که انگار نه انگار داشتن برادرش و جلوی چشماش کتک میزنن
دستاش و داخل جیبش گذاشته بود و بهشون نگاه میکرد
+:تهیونگ هق (بغض آلود )
بلاخره دست از کتک زدن اون پسره برداشت و به سمتم اومد
صورتم و با دستاش گرفت و با نگرانی به همه جای صورتم و چک میکرد
-: جای دیگه ی ازت که زخم نشده ، اوفف خداروشکر ، چرا گریه میکنی کوچولو هوم؟
منو به سمت خودش چرخوند و...
- ۲.۷k
- ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط