وقتی بچه بودم،میگفتند،

وقتی بچه بودم،میگفتند،
هر وقت به تنهایی توانستی
بند کفشهایت را ببندی، بزرگ شده ای...

اما من به فرزندم خواهم گفت
هر وقت از بخشیدن کفش هایت
به انسان پابرهنه ای خوشحال شدی...
بزرگ شده ای...
دیدگاه ها (۱)

مخاطبش من باشم ؟؟؟

شهر عاشقان

شعر *OK*خدایا وضعِ دنیا را *OK* کن//دلِ ما ناok ها را ، *OK...

,

ای خدای بزرگ به من کمک کن تا وقتی می خواهم درباره راه رفتن ک...

سناریو

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ باران از غروب...

همه می‌گویند: «تولدت مبارک...»اما من نمی‌خواهم مثل بقیه، چند...

جونگکوکا تو واقعا داره ۲۹ سالت میشه؟ ‌ولی تو هنوز برای ما آر...

باید از خودم معذرت‌خواهی کنم...از خودم بابت تمام روزهایی که ...

سناریو از انیمه توکیو ریونجرزپارت ۱سال ها از زمانی که اعضای ...

پروانه جان

تکپارتیموضوع:(وقتی بچه رو میزارید خونه دوستت و خودتون میرید ...

#ترد شده من پـــــــارتــــــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط