يارو تو جشن عروسي محكم زد به بغليش و كفت: حاجي اون پسره ك

يارو تو جشن عروسي محكم زد به بغليش و كفت: حاجي اون پسره كه داره وسط ميرقصه خيلي بي ريخته، طرف ميگه: اوني كه تو ميگي پسر نيست دخترمنه، يارو ميخواست كم نياره گفت: ببخشيد نميدونستم كه پدرش هستي طرف ميگه: مرتيكه من پدرش نيستم، مادرشم...!!!
دیدگاه ها (۶)

#سناریوموقعیت👑: وقتی یه پسر بهمون میگه یه شبو با هم داشته با...

پارت یازدهم ویو جونگکوک -۰ داشتم توی حیاط قصر قدم میزدم و به...

𝕿𝖍𝖆𝖙 𝖜𝖆𝖘𝖓'𝖙 𝖙𝖍𝖊 𝖆𝖌𝖗𝖊𝖊𝖒𝖊𝖓𝖙./قرارمون این نبودـــــ𝕻𝖆𝖗𝖙 :: ۳(وی...

فیک تهیونگ

Part ³⁰ویو لیلییکی زدم به شونش + خیلی بدجنسی مال من واقعا یه...

پارت 28 رمان عشق مدرسه ایو هیونجین یش ات . ات تو دلش گفت: ات...

Multi-Part: 6When you were pregnant, you went to the gym wit...

My lovely neighbor part : 48

پارت : ۱۵ جیمین هنوز به اون پیام لعنتی نگاه می‌کرد و نگران ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط