پیرمیشم وقتی میگم بابا وجوابی نمیشنوم.این روزها پیرم وپیر

پیرمیشم وقتی میگم بابا وجوابی نمیشنوم.این روزها پیرم وپیروخسته چون بیشترازهرروزی صدایت کروم وتوسکوت کردی.نه میتونم نفس بکشم نه میتونم راه برم نه میتونم حتی دستاموتکون بدم.بی جون وبی هوش وبی روح مقل تکه ای پوست واستخوان بی جون گوشه ای ازاتاق افتادم..مبینی چقدسردوبی روحم!روح یخ زدمومیبینی که نمیتونه به هیچکس اعتمادکنه حتی...خیلی خستم بابا...تشنه حرف زدنم یک عالمه حرف تلمبارشده رودلم.امانمیخوام اوناروبه کسی جزتوبگم.دلم لک زده برای کنارت نشستن وباتوچایی خوردن وباتوحرف زدن...
واااای اگربودی...راستی بابا چرانیسی؟؟؟چرا حتی توخوابامم نیسی؟؟؟
من وتوانقدغریبه شدیم که به خاب دورترهامیروی اما به خواب من نه...
دلم این روزازیادمیگیره خدایا نجاتم بده...
دیدگاه ها (۵)

پیر میشوم وقتی میگویم "پدر" و جوابی نمیشنوماین روزها پیرم پی...

پیر میشوم وقتی میگویم "پدر" و جوابی نمیشنوماین روزها پیرم پی...

پارت پانزدهم فیک من عاشق دشمنم شدم: - باشه ، بیا اینم قهوه ی...

سکوت آدمابوی دلخوری میدهپرحرفیشون بوی دلتنگی...

دستمال که هیچ کل زندگیم زیردرخت آلبالو گم شده...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿قصدم نشستن بود، اما کنارت نه چشم انتظ...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿تو کجایی؟در گستره ی بی مرز این جهانتو...

🧡تــبــریــکــ بــه تــو کــه 🔥در میان شعله های آتش، 🧡پـیـام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط