تاب رو بزرگترا برامون می‌بستن... ولی گردش فلک در دستان کو

تاب رو بزرگترا برامون می‌بستن... ولی گردش فلک در دستان کوچیک ما بود☺ ️

نکن... نککککنننننن... تو رو خدااااا.... نچرخوووووون... واااااااای... جیییییغ...!!
(پنج دقیقه بعد):
یه بار دیگه... یه بار دیگه.. تو رو خداااا...!! .
.
دیدگاه ها (۱۲)

از دلبر ما نشان که دارددر خانه مهی نهان که داردمولوی.

شراب سینه ی تنگ غروب یعنی توو هر چه هست در این چارچوب یعنی ت...

یه روزی تمام راه هایی که باقلب رفتی با عقلت برمیگردی....!!!!...

رمان( باغ متروک)پارت3وقتی وارد باغ میشن خبری از آدمہ دیگہ ای...

وان شاتچانمینامروز مثل تمام روز های قبل دبیرستان هان‌ریم دوب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط