هذیان

هذیان
بس که هیز است دوچشمان فلک
رقص ابلیس، درآغوش مَلَک
............
زندگی بوی تعفّن دارد
بوی بی رحمی ومرگ
بوی نامردی و رنگ
ازسرانگشت زمان
سرخی خون جاری ست
درطواف حَرم امن خدا
جاهلان مست،چنان وادی لوط
نعش انسانی به قربانی جهل
دامن عدل به ظلم،بی ترازو و حَکَم
شهر خواب است و طاعون سکوت
چشم خَمَّارو، اندیشه اُفول
آرزو ها همه دور
مرگ دریک قدمی
خانه ها لانه ی مور
زنده ایم مرده ی گور!
دیدگاه ها ()

نترسون باغ و از گل.نترسون سنگ و از برف.نترسون ماه رو از ابر....

ﻧﻤﮏ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺑﺎﺷﯿﻢ ﺍﻣﺎ ﻧﻤﮏ ﭘﺎﺵ ﺯﺧﻢ ﻫﺎﯾﺸﺎﻥ ﻫﺮﮔﺰ!!!ﻋﺠﯿﺐ ﺍﺳ...

ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺩﻟﺨﺴﺘﮕﻲ ﻫﺎﯼ ﻣﺪﺍﻭﻡ ﻧﯿﺴﺖ ، ﻫﺴﺖ ؟ ﺩﻭﺭﯼ ﻭ ﺩﻟﺒﺴﺘﮕﯽ ﻫﺎ ﮔﺮﭼﻪ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط