برادرجان نمیدونی چه دلتنگم

برادرجان نمیدونی چه دلتنگم
برادر جان نمیدونی چه غمگینم
نمیدونی نمیدونی برادر جان
گرفتار کدوم طلسم و نفرینم

نمیدونی چه سخته در به در بودن
مثه طوفان همیشه در سفر بودن
برادرجان برادرجان نمیدونی
چه تلخه وارث دردِ پدر بودن
دلم تنگه برادر جان،
برادر جان دلم تنگه ...

دلم تنگه از این روزهای بی امید
از این شب گردیهای خسته و مایوس
از این تکرار بیهوده دلم تنگه
همیشه یک غم و یک درد و یک کابوس
دلم تنگه برادر جان،
برادر جان دلم تنگه ...

دلم خوش نیست
غمگینم برادر جان
از این تکرار بی رویا
و بی لبخند
چه تنهاییِ غمگینی که غیر از من
همه خوشبخت و عاشق
عاشق و خرسند😐
#.تسلیت.به.ساسانِ.عزیز.
دیدگاه ها (۳۹)

😅 😅 😅

ممد از شیراز تو چته هووی 😲 😅 😅

لیوان 😂 😂 😂 مخصوص کاپی😎 شورتشم بود که بنا به دلایلِ ...

«فصل۲ The magic of lov »part ۸۳بلند هق هق کردم. دست روی موه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط