دلم میخواست باهات حرف میزدم...

دلم میخواست باهات حرف میزدم...
از خستگی‌م از بی دلخوشی بودن‌م
از سردی دستام از سکوت‌م...
از خنده‌های ماسیده رو لب‌م...
ولی وقتی کنارت قرار میگیرم اونقد همه چی رو کنترل و مدیریت میکنی که یادم میره دردام
حداقل تا وقتی که میخام باشی...
ولی وقتی که تنها میشم و دور ازت
ازشون به تمام معنا حامله میشم:)
من میترسم مامان جان...
دیدگاه ها (۲)

گفت میدونم حالت خوب نیست و دلم میخواد بمیرم و نبینم حالتو و ...

دلبر کاش بودیکاش فقط بودی♥ ️🍃

از بچگی هیچیو زوری نمیخواستم.حتی نزدیک ترین آدمای زندگیمو.هر...

میدونین،دلم میخواد خیلی قوی باشم،خیلی ها، دلم میخواد برای نا...

سناریو قفل آبی: اگه اخلاقت سرد باشه

(وقتی دوست صمیمیت بود اما...)

پارت 116

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط