کاش می‌شد برای تو کاری کنم.

کاش می‌شد برای تو کاری کنم.
برای اینکه لبخند بزنی،
برای اینکه خوب شوی،
برای اینکه حال جهان تو خوب باشد.

کاش می‌شد باری از روی شانه‌های تو بردارم.
که دلم می‌گیرد از غم این روزهای تو، که رنج می‌کشم از رنج‌های عمیقی که می‌کشی.

کاش آغوش من شفابخش بود،
که بغلت می‌گرفتم و خوب می‌شدی،
که می‌بوسیدمت و دردهای تو تمام می‌شد.

دلم گرفته از دست‌‌ها،
از دهان،
از شانه‌ها،
از آغوشم،
لعنت به من
که دارمشان و
هنوز تو غمگینی ...

پ.ن:هرگز از اندازه احساس من چیزی نپرس
بی نهایت را به هر شکلی شمردن ساده نیست...


#از_من_به_همسرم
دیدگاه ها (۷۳)

نیستی. نیستی که ببینمت.نیستی راه برویم تمام این شهر را. نیست...

"دلِ تنگ"سرِ خود را مزن اینگونه به سنگدلِ دیوانه‌ی تنهادلِ ت...

در خیالات خودم, در زیر بارانی که نیستمی رسم با تو به خانه، ا...

جان دلماعتبارت پیش دلمتنها به حضورت نیستتو در جانم رخنه کرده...

با یاد شانه های تو سر آفریده استایزد چقدر «شانه به سر» آفرید...

پارت ۳+*با صدای جیغش از خواب بیدار میشم. اول فکر می کنم اشتب...

🔶جناب آقای میثم مطیعی ‼سوال را خواندید ولی بدون توجه به متن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط