چشمانت خیال گفتن رازی را دارد.. که لبهایت طفره می روند..

چشمانت خیال گفتن رازی را دارد.. که لبهایت طفره می روند..

شاید راز رفتن است و جدایی... شاید هم تنفر.... بگو ..

در خلوت یلدای ام بگو تا من از دلواپسی و گورها از

تنهایی به در آیند
دیدگاه ها (۱)

به بعضیا هم باید گفت : عزیزم یه راست بگو ببینم بلدی !

http://jootix.ir/wp-content/uploads/2014/05/jootix.ir--11112...

ای قطار راهت را بگیر و برو... نه کوه توان ریزش دارد... نه ری...

گاهی مجبوری بغضتو با کمی آه فرو ببری و بگی.... قسمت ...

رمان :قرارداد سرنوشت

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋 𝟚: راز رزیکافه کم‌کم شلوغ‌تر می‌شد، اما ا/ت...

007-پنهان در مه - پارت ۸۴

شاید یک روزی... شاید یک جایی...نمی خواهم بگویم شاید دوباره د...

آماده ام تا عشقمان ضرب‌المثل باشدالبته چشمانت اگر مرد عمل با...

از بی خبری متنفرم، از دلواپسی و دلشوره های مدام، از نگرانی ه...

با تو در امن ترین جای زندگانی امجایی میان سکوت و رویاخیالی ک...

آماده ام تا عشقمان ضرب‌المثل باشدالبته چشمانت اگر مرد عمل با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط