بـــخـــور بـــه ســـلامــتی مــادری ڪــه

بـــخـــور بـــه ســـلامــتی مــادری ڪــه

ســــر ســفره وقـــتـی دیـــد غـــذا ڪـــمـــه

گـــفــــت شــــمـــا بــخـــوریـــد

مـــن فـعـلا اشــتهـا نـــدارم...😔 ✋

@nolaugh 💔
@nolaugh 💔
دیدگاه ها (۳)

عمارت مافیا 🍷قسمت اول :دیدگاه نیلسو :من اسمم نیلسو هست عاشق ...

⭐ 𝑻𝒉𝒆 𝑺𝒆𝒄𝒓𝒆𝒕 𝒐𝒇 𝒂 𝑺𝒕𝒂𝒓𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟐صبح، ارا هنوز کمی معذب بود.تهیون...

P³¹The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

گفتم:یا صاحب الزمان بیا...گفت: مگر منتظریگفتم:بله آقا منتظرم...

رمان: تا وقتی که عاشقت شدم ------ادامه پارت ۲۴

#حکایت_قدیمیبهلول و بوی غذا یک روز عربی ازبازار عبور میکرد ک...

زندگی من از همون جایی استارت خورد که خدا شما رو بهم هدیه داد...

دید پنهان ,انفجار اشکار

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط