پارت
پارت ¹³
( از زبون کوک ) داشتن اذیتش میکردن تقصیر من بود اگه دیشب اون کارو باهاش نمیکردم الان اذیتش نمیکردن .
_ نا اون چیکار داری میکنی ( داد و عصبی )
نا اون : چرا داد میزنی فقط لیز خوردم
آقای جئون: معلوم بود خودت این کارو کردی
نا اون: پدر جان اشتباه میکنید
خانم جئون: کافیه بشین نا اون
سو یونگ : قبول کن و بشین بردار لارا ببخشید
نا اون : هه وای خدا یا
_ باشو جات رو با من عوض
+ ( من رفتم سر جای کوک نشستم و اونم جای من کنار صندلی کوک لنا نشسته بود )
لنا : به دل نگیر اونا همینجورین
هانول: اینا رو ول کنید دلیل این کارت چیه تا دستمون به سمتت میاد یا آخ میگی یا اشک تو چشمات جمع میشه
+ چ چی خب
_ به شمام هیچ ربطی نداره
هانول : شاید عمداً این کار رو میکنی تا ما رو مقصر جلوه بدی کسی چه میدونه
لنا : بس کن هانول هیچ معلوم هست چی میگی
نا اون : تره معلوم بود لارا این کارو کرد تا ما رو بد کنه
+ ( همینجوری داشتن بهم تهمت میزدن از جام بلند شدم دیگه نمیتونستم جوابشونو ندم ) میخوای بفهمید چی شده باشه نشونتون میدم
_ (شروع کرد به درآوردن لباس این دختر میخواست چیکار کنه سریع دوتا دستش رو گرفتم و نزاشتم لباس رو دربیاره )
+ ولم کن
_ آروم باش
+ نمیشنوی میگم ولم کن
_ مشکلی نیست آروم باش واقعا میخوای بدنت رو به بقیه نشون بدی حقش رو نداری
+ چرا چرا نمیتونم
_ چون تو زن منی پس یعنی همه چیت واسه من و کسی نباید چشمش به دنبال چیزی که مال منه باشه
+ ترو خدا ولم کن ( گریه و آروم )
_ ( دستش رو گرفتم و بردمش بالا )
+ بعد از بستن در اتاق و کلید کردنش انداختم سر تخت ......
( از زبون کوک ) داشتن اذیتش میکردن تقصیر من بود اگه دیشب اون کارو باهاش نمیکردم الان اذیتش نمیکردن .
_ نا اون چیکار داری میکنی ( داد و عصبی )
نا اون : چرا داد میزنی فقط لیز خوردم
آقای جئون: معلوم بود خودت این کارو کردی
نا اون: پدر جان اشتباه میکنید
خانم جئون: کافیه بشین نا اون
سو یونگ : قبول کن و بشین بردار لارا ببخشید
نا اون : هه وای خدا یا
_ باشو جات رو با من عوض
+ ( من رفتم سر جای کوک نشستم و اونم جای من کنار صندلی کوک لنا نشسته بود )
لنا : به دل نگیر اونا همینجورین
هانول: اینا رو ول کنید دلیل این کارت چیه تا دستمون به سمتت میاد یا آخ میگی یا اشک تو چشمات جمع میشه
+ چ چی خب
_ به شمام هیچ ربطی نداره
هانول : شاید عمداً این کار رو میکنی تا ما رو مقصر جلوه بدی کسی چه میدونه
لنا : بس کن هانول هیچ معلوم هست چی میگی
نا اون : تره معلوم بود لارا این کارو کرد تا ما رو بد کنه
+ ( همینجوری داشتن بهم تهمت میزدن از جام بلند شدم دیگه نمیتونستم جوابشونو ندم ) میخوای بفهمید چی شده باشه نشونتون میدم
_ (شروع کرد به درآوردن لباس این دختر میخواست چیکار کنه سریع دوتا دستش رو گرفتم و نزاشتم لباس رو دربیاره )
+ ولم کن
_ آروم باش
+ نمیشنوی میگم ولم کن
_ مشکلی نیست آروم باش واقعا میخوای بدنت رو به بقیه نشون بدی حقش رو نداری
+ چرا چرا نمیتونم
_ چون تو زن منی پس یعنی همه چیت واسه من و کسی نباید چشمش به دنبال چیزی که مال منه باشه
+ ترو خدا ولم کن ( گریه و آروم )
_ ( دستش رو گرفتم و بردمش بالا )
+ بعد از بستن در اتاق و کلید کردنش انداختم سر تخت ......
- ۳۷.۳k
- ۲۴ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط