بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام و درود، میخوام یکی از رمان هایی که دارم مینویسم رو براتون اینجا بزارم. شروع داستان از پست بعدیه 🫐✨
☆مقدمه☆
گوشی ام را به شارژ میزنم، امروز حوصله زیادی نداشتم. با آهی روی صندلی مینشینم که به خاطر یکی از پایه های شکسته اش، نزدیک بود بیوفتم. ولی خب اتفاق نیوفتاد. اغلب نمیافتادم.
موهایم را میبندم و نفس عمیقی میکشم. تصمیم گرفتم داستان دو تا از شخصیت هایم را بنویسم. به نظرم حیف آمد که آن دو فقط در ذهنم به چالش کشیده شوند و چندین خط داستانی داشته باشند. گاهی با بیرحمی بمیرند، به دره ای بی پایان سقوط کنند و یا رابطه شان اصلا شکل نگیرد.
حال قرار بود یکی از خط داستانی هایشان را بنویسم. یکی از دردناک ترینشان.
خوش امدید به داستان زندگی دو فرد ناسالم. چیزی که در دنیا زیاد اتفاق میافتد را به روایت میدهم. البته...بعید میدانم اتفاقات بین این دو را توانست عادی گفت.
...
#رمان#سناریو#فنفیکشن#داستان#نویسندگی#عاشقانه#آبی#روانشناسی#دارک#رومنس
#وبتون#وایب#بنر#فن#فیکشن#کتاب
سلام و درود، میخوام یکی از رمان هایی که دارم مینویسم رو براتون اینجا بزارم. شروع داستان از پست بعدیه 🫐✨
☆مقدمه☆
گوشی ام را به شارژ میزنم، امروز حوصله زیادی نداشتم. با آهی روی صندلی مینشینم که به خاطر یکی از پایه های شکسته اش، نزدیک بود بیوفتم. ولی خب اتفاق نیوفتاد. اغلب نمیافتادم.
موهایم را میبندم و نفس عمیقی میکشم. تصمیم گرفتم داستان دو تا از شخصیت هایم را بنویسم. به نظرم حیف آمد که آن دو فقط در ذهنم به چالش کشیده شوند و چندین خط داستانی داشته باشند. گاهی با بیرحمی بمیرند، به دره ای بی پایان سقوط کنند و یا رابطه شان اصلا شکل نگیرد.
حال قرار بود یکی از خط داستانی هایشان را بنویسم. یکی از دردناک ترینشان.
خوش امدید به داستان زندگی دو فرد ناسالم. چیزی که در دنیا زیاد اتفاق میافتد را به روایت میدهم. البته...بعید میدانم اتفاقات بین این دو را توانست عادی گفت.
...
#رمان#سناریو#فنفیکشن#داستان#نویسندگی#عاشقانه#آبی#روانشناسی#دارک#رومنس
#وبتون#وایب#بنر#فن#فیکشن#کتاب
- ۲.۰k
- ۲۵ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط