وقت خلق اوست هنری ز جنس رویا

وقت خلق اوست هنری ز جنس رویا
عالمی در رخ زیبایش بنهانم کنم غوغا

نگارم فریبنده پریزادی خلق مسحور او
گیسوی پریشان بزنم چون شبهای شیدا

عطری بپاشم به تنش گلها مدهوش او
از چشم مگو، هاج واج دیدنش کوه و دریا

نایاب سرخ لبش تا جماعت نکند درک او
رخساره او ادمی را کند ز عشقش رسوا

عنصر پیکرش رِسَد شوریده شود ز پرتو او
چین نقش و نگاری برایش شاهان کنند بلوا

زین پس درون رویا سپارم جانانه ام او
نخواستم دانند زخمی مانده بر دلِ خدا

#اشک_اهنگ
https://youtu.be/qFLhGq0060w
دیدگاه ها (۰)

امروز میسپارمت به اغوش امواج هر چند تلخ است و نباشد مرا مزا...

اخرین قسمت غوطه ورتوی تاریکیهای شب لحظه ای صدای اژیر مهیب خط...

راه صعود رو پیش گرفته داره به اوج میرسه با پارتیش و یکی هم م...

فواصل

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط