به بوی زلف تو دم می زنم در این شب تار

به بوی زلف تو دم می زنم در این شب تار
وگرنه چون سحرم بی تو یک نفس نرود

چنان به داغ غمت خو گرفته مرغ دلم
که یاد باغ بهشتش در این قفس نرود

#هوشنگ_ابتهاج
دیدگاه ها (۶)

جانـاز آرزوی توجانـم به لب رسـید ...#عراقیشبتــون به عشــق

‌مستیم و ندانیم شب از چند گذشته‌ستپرکن قدحی دیگر و بی چون و ...

‌در ها عبور غمناک" تو را"می جستند؛و من می رفتم،می رفتم تا در...

باز هم مرغ دلم بر سر کوی حسین میزند چه چه با یاد بین الحرمین...

خیال یار...

#شعر_نو دعوی چه کنی؟! داعیه‌داران همه رفتندشو بار سفر بند که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط