یونگی اومده بود لایو(صبح)

یونگی اومده بود لایو(صبح)
not bye_hello
یونگی : سلام به همگی، چطورید ؟
یونگی: امروز آخرین روز از تور کنسرت تو آمریکا بود.⠀ ‌   
یونگی : این جیمینه ؟؟ چطور به محض اینکه لایو گذاشتم وارد شدی ؟؟ نوتیف ها رو روشن کردی ؟
جیمین: داشتم راجع بهت حرف میزدم.
یونگی : چرا راجع به من حرف میزدی تو دفتر هستی ؟
یونگی : "استقامت تو خیلی عالیه"
یونگی: خب من خیلی برای این تور آماده شدم.⠀ ‌    
یونگی : وقتی این استیج رو تماشا میکنم اینو میفهمم که من خیلی پیشرفت کردم، من خیلی روی ووکالم کار کردم، من چیزهای زیادی تو این تور یاد گرفتم، من قبل از اینکه بیام خیلی راجع به این تور نگران بودم ولی من تو آمریکا انجامش دادم، سو وقتی برای اولین بار به اینجا رسیدم اونو دیدم.
⠀ ‌     ⠀ㅤㅤ    
یونگی : اولین باری که استیج رو دیدم سه روز پیش بود، استیج نیویورک رو دیدم.
دیدگاه ها (۰)

┄┉✿┉┄ ⇠ 🐰: قبل از اینکه بخوابم اومدم یه سر بزنم. به وقت لس‌آ...

پارت ۱۰ساعت ۴ و ۴۵ دقیقه صبح_یونگی:وقتی چشمام رو باز کردم سر...

پارت ششسانا: اگر حرفم رو باور نکردی اشکال ندارهفقط بهم گوش ک...

#خدا #زندگی#هدیه #مادر #فرزند#دلنوشت #استوری #تکست #مادرانه ...

𝐓𝐡𝐞 𝐋𝐚𝐬𝐭 𝐒𝐞𝐚𝐭 | صندلی آخر𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟑چند روز دیگه هم گذشت صندلی آ...

پارت ۱۰ بچه ها ببخشید اگه اشتباه تایپی داشت من تازه ناخن گذا...

کتاب روزی روزگاری دلی شکسته و افسانه بی فرجام

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط