زخمی در پهلویـم است..

زخمی در پهلویـم است..

روزگار نمک ـ ـ می پاشــد..

و مـن به خــود می پیچـــــم..

و همه فــــکر می کنند می رقـــصم..
دیدگاه ها (۳)

من اون وسط بندری می‌رقصم 😁😁😁😁😁

او قبر مرا میکند و من نگرانزخمی شدن انگشت هایش بودم...تف به ...

-من بعد از مسواک غذا میخورم ، بعدقهوه‌می‌خوابم ، بعد گریه می...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿آدم ها تا حد مرگ از خود خسته ات می ک...

پارت یازدهم| ویلاپارک لاراداشتیم صحبت میکردیم که رُزا صدامون...

عاشقانه های شبنم

پارت چهل‌ونهم | صدایی در تاریکیپارک لاراچند دقیقه‌ای بود که ...

مهمونی پارت ۵۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط