صد بارقلم تیز شد و خاطره نگذاشت...

صد بارقلم تیز شد و خاطره نگذاشت...

یک جمله شکایت به نگارم ، بنگارم .....


#احسان_افشاری
دیدگاه ها (۲)

چشم خود بستم که دیگر چشم مستش ننگرم.. ناگهان دل داد زد:...

مــیخواهم از تو شعر بگویم نمی شود. گـویـا دلــم برای تو م...

خیال مرا شانه میکنی.........................؟پریشان است........

ای چشم سحر خیز.. ............................ که را منتظری...

صد خاطره

صد خاطره

سریال صد خاطره😁

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط