خسته شدم

خسته شدم
از بس
سنگ به دست مردم دادم
تا پرنده بیاندازند ...
وقتش شده
در یک اقدام انتحاری
خودم را در سی تکه
به کوه قاف
پرتاب کنم ...
دیدگاه ها (۳)

دیگه خسته‌ام... نه فقط از درس خوندن؛ از شب‌هایی که با چشم‌ها...

نمیدونم از کجا باید شروع بکنم میدونم نمیخونید ولی من جدی نیا...

ادامه پارت142زل زد بهم و اروم سر تکون داد.بلند شدم و ازش دور...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⓪_بخش دوم_یک چوب خشک از روی زمی...

کپشن مهم...

سناریو باکودکو

پارت ۸

★彡   Part 67 彡★ توان پلک زدن نداشتم.چون می ترسیدم از دستش بد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط