وقتی در آغوش من بود چشمانش را میبست نمیدانم از احساس زیاد

وقتی در آغوش من بود چشمانش را میبست نمیدانم از احساس زیادش به من بود یا خود را در آغوش دیگری تصور میکرد...!
دیدگاه ها (۱)

پارت سیزدهم | دوریفردای ان روز ، تهیونگ احساس میکرد که دیگه ...

🔴قلب آدم درد میاد وقتی این حجم از استرس رو میبینه... این دخ...

نقطه ی آرامش

📌استاد آیت‌الله محمدرضا عابدینی: تصور نکنیم خیانت به امام حس...

زندگی عشق است.باعشق،فرصت بخشیدبه یک،جفت در عین،حال،عشق را،هر...

نمیدانم چی باعث شد که وقتی به چشمانش نگاه کنم ضربان قلبم بال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط