حسِ بدیه...

حسِ بدیه...
تو پیش نویس های پیامات بخونی که قبلنا نوشتی ...
نفسم ، برنگردی میمیرم ها .....
ولی غرورت اجازه نداده بفرستی...
و حالا ...
زندگی با روحه مرده......!!!!
دیدگاه ها (۲)

پارت نهم تو از این طرز برخورد و لحن بازجویی‌مانندِ نامجون کل...

پارت: 27 (بخش1) **زاویه دید: زین**هوای رختکن بعد از تمرین مث...

رمان دخت من

خنده ی ممنوعه.

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

برده عمارت جئون

p¹⁶(پنج سال بعد...)زمان، مثلِ جریانِ خونسردِ خون تویِ رگ‌ها،...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۴۸_ چه بهتر .. خلاص ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط