نامه دادم که به لطفش بتوانی بانو

نامه دادم که به لطفش بتوانی بانو
فرش تبریز دلم را بتکانی بانو
بگذار از همه آنچه که گفتن دارد
چند سطری بنویسم که بدانی بانو ...

آن که از ثانیه ها ساده گذر کرد منم
آن که با قافیه ها میل خطر کرد منم
آن که با هرچه بجز عشق من آمیخت، تویی
آن که با بی همگان ... بی تو به سر کرد منم

منم آن کس که برای تو غزل گفت ... و تو ...
مژه ام جای قدمهای تو را رُفت ... و تو ...
منم آنکس که به عشق لب گیلاسی تو
هی غزل گفت و غزل گفت و غزل گفت ... و تو ...

و تو این خاطره ها را که نخواهی فهمید
گریه پنجره ها را که نخواهی فهمید
تو که یک عمر به هرکس که شده دل دادی
معنی دلهره ها را که نخواهی فهمید
دیدگاه ها (۱)

بی تو....

تو.....

 کاش......حتی ، یک بار....لابه لای غم دلتنگی,من...." تو " گ...

اگر بودنت ، به زندگی کسی معنا میدهد،زندگیشو بی معنی نکنید.

نامه دادم که به لطفش بتوانی بانوفرش تبریز دلم را بتکانی بانو...

نامه دادم که به لطفش بتوانی بانوفرش تبریز دلم را بتکانی بانو...

نامه دادم که به لطفش بتوانی بانوفرش تبریز دلم را بتکانی بانو...

نامه دادم که به لطفش بتوانی بانوفرش تبریز دلم را بتکانی بانو...

نامه دادم ... که به لطفَ ش بتوانی بانوفرشِ تبریزِ دلَ م را ....

نامه دادم که به لطفش بتوانی بانوفرش تبریز دلم را بتکانی بانو...

رسوای زمان!

آن زمان‌هایی که من نخواهم بود...ابری با #طو خواهد بود و  سای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط