من در این واگن بی تو به کجا در سفرم
من در این واگنِ بی تو به کجا در سفرم
باورت می شود از مقصد خود بی خبرم
شیشه ی سرد قطار از دو طرف خیس شده ست
نم نم بارش باران و دوتا چشم ترم
قرص سردرد و مسکن اثرش رفته و من
شده ام یک منِ بی تو که پر از دردسرم
لعنتی بی تو چرا عقربه ها کند شدند
نکند باخبر است عقربه هم منتظرم
تَق تَق ریل قطار و من بی حوصله که
خسته ی خسته ام از هر چه که هست دور و برم
بیخیال من و خوشحال کجا بنشستی
که بر این صندلی خالی تو مینگرم
جای تو همسفرم این چمدانم شده است
جانشین تو شده ! مسخره است در نظرم
این مهم نیست کجا آخر خطّ است و فقط
میروم دور شوم تا که نیابی اثرم...
باورت می شود از مقصد خود بی خبرم
شیشه ی سرد قطار از دو طرف خیس شده ست
نم نم بارش باران و دوتا چشم ترم
قرص سردرد و مسکن اثرش رفته و من
شده ام یک منِ بی تو که پر از دردسرم
لعنتی بی تو چرا عقربه ها کند شدند
نکند باخبر است عقربه هم منتظرم
تَق تَق ریل قطار و من بی حوصله که
خسته ی خسته ام از هر چه که هست دور و برم
بیخیال من و خوشحال کجا بنشستی
که بر این صندلی خالی تو مینگرم
جای تو همسفرم این چمدانم شده است
جانشین تو شده ! مسخره است در نظرم
این مهم نیست کجا آخر خطّ است و فقط
میروم دور شوم تا که نیابی اثرم...
- ۴۰۱
- ۰۷ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط