پارت
پارت ۸۰۲
رمانMAM
به قلم م.ا
کپی و نشر رمان حتی باذکر نام نویسنده حرام میباشد...
پذیرای نظراتتون هستم...
_میشنون مبی
_/ببخشید حواسم نبود...
_الان شاهین اینجاست فردا صبح میره اون موقع تعریف میکنم...
_/باشه...
مبی بهم چشم ابرو میومد که ساکت شم منم ساکت شدم...یکی دستشو گذاشت رو کمرم پریدم هوا...
_نترس منم دلبرم...
_/هوم...شاهین کی بریم سیسمونی بگیریم بچه لخته!
_فردا اگه وقت کردم میریم...
_/باشه...
_میرم دوش بگیرم...کار داشتی اتاق شخصی خودمم...
_/باشه...
شاهین رفت با مبینا رفتیم پیش ارمیتا که در حال بازی با بچه بود...
_ملی این خیلی با نمکه اسمش چیه؟
_/لونا!
مبینا~اخرم اسم مورد علاقه تو گذاشتی رو بچه ای اولت!
بچه شروع به گریه کرد...
رمانMAM
به قلم م.ا
کپی و نشر رمان حتی باذکر نام نویسنده حرام میباشد...
پذیرای نظراتتون هستم...
_میشنون مبی
_/ببخشید حواسم نبود...
_الان شاهین اینجاست فردا صبح میره اون موقع تعریف میکنم...
_/باشه...
مبی بهم چشم ابرو میومد که ساکت شم منم ساکت شدم...یکی دستشو گذاشت رو کمرم پریدم هوا...
_نترس منم دلبرم...
_/هوم...شاهین کی بریم سیسمونی بگیریم بچه لخته!
_فردا اگه وقت کردم میریم...
_/باشه...
_میرم دوش بگیرم...کار داشتی اتاق شخصی خودمم...
_/باشه...
شاهین رفت با مبینا رفتیم پیش ارمیتا که در حال بازی با بچه بود...
_ملی این خیلی با نمکه اسمش چیه؟
_/لونا!
مبینا~اخرم اسم مورد علاقه تو گذاشتی رو بچه ای اولت!
بچه شروع به گریه کرد...
- ۳.۲k
- ۲۴ تیر ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط