امروز کنار خیابون ایستاده بودم... یه دختره با جنسیس اومد

امروز کنار خیابون ایستاده بودم... یه دختره با جنسیس اومد جلوم ترمز کرد و گفت: ببخشید میخوام برم صادقیه... منم بهش گفتم: کار خوبی میکنی.. خیلی جای خوبیه... برو به امید خدا... از خنده دیگه نمیتونست حرکت کنه...
دیدگاه ها (۵)

سناریو در خواستیییی چیفویو

یه بسته بادکنک کوچولو برای پسرم خریده بودم، ولی همشو قایم کر...

shede and shineپارت 10رفتیم داخل عمارت........عمو هان هم بود...

رمان دخت من

رمان : قلب در تاریکی

پارت شانزده

‌ ‌ ‌ ‌ᅠ‌ ‌ ‌ ︵֪⏜֪࣪︵⏜࣪ ꒰‌  ࣭🧋  ‌꒱ ࣪⏜֪࣪︵֪⏜֪࣪︵< نامᰰه ا᷎ی ᷉از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط