بزرگش کردم

بزرگش کردم
"عشقم را میگویم"
آنقدر بزرگ که از باورِ خودش
هم خارج شده بود
آنقدر بردمش بالا
که دیگر دست خودم هم بهش نرسید
او بزرگ و بزرگتر میشد و
من کوچک و کوچک و کوچکتر،
هرچقدر دست تکان میدادم
انگار نه انگار!!
داد میزدم
لعنتی من خودم بزرگت کردم‌
صدایم نمیرسید که نمیرسید
من همه چیز را یکجا از دست دادم
دیدگاه ها (۳)

هر تجربه ی تلخی که تو زندگی داریمزیرش امضای آدماییه که دوستش...

پودر افسردگی پاشیدن تو هوا:) #bille

همیشه یادمان باشد کهناگفته‌ها را میتوان گفت ؛اما گفته‌ها را ...

happy birthday to me🎈

اسم فیک:ولی تو نمیدونی که من عاشقتم -چند دقیقه گذشته بود اهه...

فیک مرد من ۲

سال های ماندن پارت دو ویو دازای از روی کرم ریزی و اذیت کردنش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط