لمس کن کلماتی را...

لمس کن کلماتی را...
که برایت مینویسم...
تابخوانی وبفهمی چقدر جایت خالیست
لمس کن نوشته هایی را...
که از قلبم برقلم وکاغذ میچکد
لمس کن لحظه هایم را...
توکه میدانی من چگونه...
عاشقت هستم
لمس کن این با تو نبودن هارا...لمس کن..
دیدگاه ها (۶)

کنار تو فهمیدم عشق فقط یک حس نیست یک آرامش عمیقه...

پروانه جان

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

part59. . اخر دفترچرو نگاه کرد، چند برگه کنده شده بود یعنی ...

𝐏𝐚𝐫𝐭: ➎⓿صبح زود، ماشین جلوی خانه‌ی قدیمی پدرم توقف کرد.ساختم...

رمان لونا و ویلیام قسمت ۱۲

.......//برده ی زیبا//.......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط