A love that begins with jealousy ✨

A love that begins with jealousy ✨
part18:

چند ماه بعد:....

ویو ات:
بعد از اون اعتراف به یاد موندی و قشنگ منو جیهوپ با هم داخل رابطه رفتیم ولی قول دادیم کسی نفهمه...
امروز قراره با اعضا بریم کمپ بزنیم خیلی ذوق دارم بخاطر همین زود بیدار شدم و دارم بیشتر وسایل هارو جمع میکنم
ات: خب اینم تموم شد....(یه دست دور کمرم حلقه شد)
ات: وای جیهوپ ترسیدم نمیگی اگه کسی ببینه.... اچه....(عطسه کرد)
جیهوپ: سانشاینم خوبی سرما خوردی
ات: نه عزیزم فقط عطسه و آبریزش بینیه اونم قرص میخورم زود خوب میشمه
جیهوپ: باشه پس یه بوسس بده(نزدیک میشه تا لب های ات رو مزه کنه)
کوکی: هیونگ گشنمه🥱🥱🥱
جیهوپ زود فاصله میگیره اهم.... اهم...
جیهوپ: ام... با شه
چند ساعت بعد موقعه رفتن به کمپ
جین: کوک کمک کن اونم بیار
کوک: باشه هیونگ
تهیونگ: اخ... کمرم
شوگا: اون بالشم بزار میخوام تو ماشین بخوابم
ات رو به جیهوپ:
ات: هوپی من. نمیتونم بیام چون یجوریم حال ندارم شما برید
جیهوپ: ولی ات...
کوک: ات بیا دیگه...
جیهوپ: پس منم نمیام شما برید من میمونم پیش ات
ات: مرسی هوپی تنها میترسم....
بعد چند ساعت همه رفتن و جیهوپ و ات تنها موندن
جیهوپ: سانشاینم مگه نگفتی حال ندارم برو استراحت کن بیبی
ات: عزیزم من از اونام سالم ترم فقط اون طوری گفتم که تو و من پیش هم باشیم
جیهوپ: نگاه های شیطانی😈😈😈
ات: هییی نه نه منظورم اون نبود منحرف😤
جیهوپ: باشه بیا بریم اتاق دنس
رفتیم اتاق دنس داشتیم تمرین میکردیم که یه جای دنس من باس*نم رو چسبوندم به دی*ک جیهوپ
ویو جیهوپ:
نه ات نه الان چرا این کارو کردی
ویو ا ت:
میدونم هور*نیش کردم ولی به روم نیوردم که دیدم جیهوپ نگاه خماری روم داره
جیهوپ: سانشاینم ببین تقصیر خودت بود تو اون رو بیدار کردی الانم باید بخوابونیش
ات: هوپی ببین الان حالت خوب نیست بیا بعدا باشه میدونی که من اماد...........(جیهوپ لبشو محکم چسبوند به ات و حرفش رو قطع کرد)
اتاق دنس پر شده بود از صدای حرکت این دونفر جیهوپ جوری لب های معشوقش رو میمکید که انگار سال هاست نبوسیده....
نفس ات کم میاد ولی جیهوپ جوری هور*نی بود که اجازه نمیداد ات نفس بگیره ....
ات با مشت به سینه جیهوپ میزد ولی جیهوپ لج باز تر از این حرف ها بود...
ات لب پایینی جیهوپ رو گاز میگیره نه خیلی محکم نه خیلی شل
جیهوپ انگشتش رو روی لبش میکشه و لب خونی خودش رو روی اینه میبینه یه نگاه به ات میکنه و میگه
جیهوپ: سانشاینم خودت شروع کردی الان میگی نه...
خواست دوباره ادامه بده ات پسش زد و محکم بغلش کرد
ات: جیهوپ اروم باش یه اتفاق بود یه دنس میدونی که من میترسم پس فعلا نه باشه
جیهوپ:...........

پارت بعد ✨
دیدگاه ها (۰)

A love that begins with jealousy ✨part19:جیهوپ: باشه سانشاین...

love that begins with jealousy ✨part17:ات: خب... خودتی جیهوپ...

A love that begins with jealousy ✨part16:ویو شهربازی: کلی با...

سناریو درخواستی ..وقتی ترسیدیدم و به اونا موقع خواب میگیم می...

آت :شوخی کردم باهات هانا :مگه نمی‌بینی قلب من ضعیفه آت: بله ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط