یادَت می آید؟

یادَت می آید؟
هر سال این موقع
صبحِ اولِ وقت
پیغام میدادم:
عزیزِ جانم؛
هوا سرد است
میسوزاند تمامِ مغزِ استخوان را
بپوشان تمامِ وجودت را
مبادا خانه نشین شوی...
و چَشمی که نثارم میکردی و خیالم را راحت...
هر سال این موقع،
چه حالِ خوبی داشتیم...
راستی
دلَت تنگ نشده؟
دیدگاه ها (۱)

از صدای زنگ تلفنت می ترسمنمیدانیدلهره ی عشقبندِ دل پاره میکن...

زمستان است وچشم کوچه از انتظارت ، سپید!پرنده ی مهاجرم!بگو با...

برﺑﺨﺎﺭِ ﭘﻨﺠـﺮﻩ ﯾﮏ ﺷﺐ ﻧﻮﺷﺘﯽ: "ﻋﺎﺷﻘـــﻢ"ﺧﻮﻥ شد ﺍﻧﮕﺸﺘﻢ ﺑﺮ...

صبح برفی امروز خواستم برایت بنویسم:«هوا سرد است...دردت به جا...

معامله نهاییپارت ۴۵لایکا هنوز اون چیزی که میخوام نیست ولی اد...

هیونجین-اَهههههه،هیونجینننننن+بعلهههه؟-خو بگو دیگه این دختره...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط