اولین روز بارانی را به خاطر داری؟

اولین روز بارانی را به خاطر داری؟
غافلگیر شدیم چتر نداشتیم
خندیدیم دویدیم و به شالاپ شلوپ های گل آلود عشق ورزیدیم
دومین روز بارانی چطور؟
پیش بینی اش را کرده بودی
چتر آورده بودی و من غافلگیر شدم
سعی می کردی من خیس نشوم و
شانه سمت چپ تو کاملا خیس بود
و سومین روز چطور؟
گفتی سرت درد می کند و حوصله نداری سرما بخوری
چتر را کامل بالای سر خودت گرفتی
و شانه راست من کاملا خیس شد .
چند روز پیش را چطور؟
به خاطر داری؟
با یک چتر اضافه آمدی
و مجبور بودیم برای اینکه پین های چتر توی چش و چالمان نرود
دو قدم از هم دورتر راه برویم . . .
فردا دیگر برای قدم زدن نمی آیم
تنها برو . ..

دکتر علی شریعتی
دیدگاه ها (۱۹)

گاهی عکس ها دعوت نامه ای می شوندبرای سفری خیالی به آرزوهایت...

گمان مـےکردم وقتے نبـاشـمدلت مـے گیــرد. . .امــا دیــدم نہب...

اگر موافقی..وقتی همه به خانه شان برگشتند؛حوالی همین پرسه های...

می خندم.تو مست میشوی. حتی با یک فنجان قهوهکه از خطوط ته آن خ...

...

🧁 پارت یازدهم | زیر بارانچند روز بعد...از صبح، آسمان سئول اب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط