حس خوبیست در آغوش خودت پیر شوم

حس خوبیست در آغوش خودت پیر شوم
اینکه یک عمر به دستان تو زنجیر شوم

آسمانم شوی و تا به سرم زد بپرم :
با نگاه پر از احساس تو درگیر شوم

حس خوبیست نفس های تو را لمس کنم
آنقدر سیر ببوسم...نکند سیر شوم؟

درد اگر از تو به اعماق وجودم برسد
حاضرم دم نزنم تا که زمینگیر شوم

باید ابراز کنم نیت رویایم را
باید از زاویه ی شعر تو تفسیر شوم

یک غزل باشم و تا مرز جنونت بکشم
پر از آرایه و اندیشه و تصویر شوم

اولین تار سفید سرمن را دیدی
حس خوبیست در آغوش خودت پیر شوم
دیدگاه ها (۳)

چرخ گردون با دلم به به چه بازی میکندبا من خسته عجب بنده نو...

مناجات بسیار زیبا از داریوش اقبالےیا رب دل پاک و جان آگاهم ...

در دامِ تـو اُفـتـاده ام و بـاز ، غَـمـی نیـستدیوانه ی چَشما...

.بگو که عاشقم هستی، دلم تکرار میخواهد برای باتو بودنها ، دلم...

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۱۴" در آغوش رویای آبی ات "...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط