🔴 #داستان_کوتاه

🔴 #داستان_کوتاه

موشی در خانه ے صاحب مزرعه تله موش دید،
به مرغ و گوسفند و گاو خبر داد.
همه گفتند :
تله موش مشکل توست به ما ربطے ندارد.
ماری دمش در تله موش گیر کرد و زن مزرعه دار را که آنجا بود گزید
از مرغ برایش سوپ درست کردند گوسفند را برای عیادت کنندگان از زن مزرعه دار سر بریدند.
زن مزرعه دار زنده نماند و مرد
گاو را برای مراسم ترحیم کشتند
و در این مدت موش از سوراخ دیوار نگاه می کرد و به مشکلی که به دیگران ربط نداشت فکر می کرد !
دیدگاه ها (۲)

🐀موشی در خانه صاحب مزرعه تله موش ديد. به 🐓 مرغ و 🐑 گوسفند و ...

موشی در خانه ی صاحب مزرعه تله موش دید، به مرغ و گوسفند و گاو...

موشی در خانه ی صاحب مزرعه تله موش دید، به مرغ و گوسفند و گاو...

موشی در خانه ے صاحب مزرعه تله موش دید،به مرغ و گوسفند و گاو ...

موشی در خانه ی صاحب مزرعه تله موش دید، به مرغ و گوسفند و گاو...

موشی در خانه ی صاحب مزرعه تله موش دید، به مرغ و گوسفند و گاو...

موشی در خانه صاحب مزرعه تله موش دید؛ به مرغ و گوسفند و گاو خ...

موشی در خانه ی صاحب مزرعه تله موش دیدبه مرغ و گوسفند و گاو خ...

🌸 🌸 🌸 این مطب زیبابی حتما بخونید موشی در خانه صاحب مزرعه تله...

موشی در خانه صاحب مزرعه تله موش دید! به مرغ،گوسفند و گاو خبر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط