عصری کوتاه و پر از همهمه

عصری کوتاه و پر از همهمه
و من
که کلافه ام
از اینکه نمی دانم
اندوهم را
کجای این شهر رها کنم

#تورگوت_اویار
دیدگاه ها (۱)

تا دیر نشدهدستم را بگیر و ببردر شعرهای من واژه ها عریانندو ر...

...زیباترین حرفت را بگوشکنجه‌ی پنهان سکوتت را آشکار کنو هراس...

آخ لـو تدری بوحشتک بیش أساجیـها غربتک انتَ ر...

تنهایی مرا برگزیده استو در رگ های من دویده استچون خون منو در...

نمی‌شناسمت اما دلم برایت تنگ می‌شود. نمی‌بینمت اما حضورت را ...

چقدر این متن از فروغ فرخزاد موده که میگه:«هیچ چیز راحتم نمی‌...

نمی‌دانم این فیلم برای کدام تجمع و کدام شهر است اما از همه م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط