نفسم بند و دلم تنگ و هوا بارانیست

نفسم بند و دلم تنگ و هوا بارانیست
حال من بعد وداعت بخدا بحرانیست
بی تو جنگیست میان دل من با غم تو
حاصلِ آخر این جنگ فقط ویرانیست
آسمان هست ولی ذوق پریدن کور است
دل من در قفس خاطره ها زندانیست
جز غمت هیچ کسی با دل من کار نداشت
بی تو عمریست که در سینه ی من مهمانیست
تکیه بر یاد تو دادم که سراسر درد است
همدم درد شدن از سر بی درمانیست
خسته ام از تو و تنهایی و این قافیه ها
گر چه سخت است ولی این غزل پایانیست..
دیدگاه ها (۳)

خنده‌هایت روی زخمِ زندگی مرهم کشیدآمدی و عشقِ تو خطّی به روی...

عاشقی جرم قشنگیست گرفتارم کردخواب بودم که شبی عشق تو بیدارم ...

کاش در دهکده عشق فراوانی بودتوی بازار صداقت کمی ارزانی یود ک...

قلم به دست می برم تو را نشانه می کنمچه بی بهانه ماه من تو را...

𝗕𝗿𝗼𝗸𝗲𝗻 𝗣𝗼𝗶𝗻𝘁𝗲 {پوانِ شکسته}𝗣𝗮𝗿𝘁 𝟵𝟱تهیونگ: مامان گفتم که مهم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط