«ᴹʸ ᵐᵃᶠⁱᵃ» پارت۵

«ᴹʸ ᵐᵃᶠⁱᵃ» پارت۵
+چیکار کنم ببخشی؟؟(روی سونگمین دراز میکشه)
-(دستشو دور ا.ت حلقه میکنه) خودت بهتر میدونی (لبخند شیطونی زد)
+ب باشه🥺 (دو طرف صورته سونگمین رو گرفت و لباش رو روی لبای سونگمین قرار داد)
همین طور ادامه میدادن که لیا درو باز کرد و وارد شد
♡اییییی چندشا
-اه لیا
♡مزاحم شدم ببخشید 😒لباسای ددست دختر جونتو اوردم
-درست حرف بزن، ممنون
♡دوست دخترت زبون نداره تشکر کنه؟ شاید لاله
+ممنونم، ببخشید نمیخواستم وسطه حرفاتون حرف بزنم (سرشو پایین کرد)
♡اوم مهم نیست
(سونگمین سر ا.ت رو بالا کرد)-چرا سرتو پایین میکنی
تو دوست دختره منی، پس لازم نیست برای کسی جز خانوادم سرخم کنی
+چشم🥺
-آفرین عزیزم (گونه ا.ت رو بوسید)
♡اه من میرم (بیرون رفت و درو بست)
-خب بیا اینجا جوجه😈
+ن نه ممنون (رفت زیر پتو)
(سونگمین روی ا.ت دراز میکشه و پتو رو پایین میده)
-بیبی
+ج جانم🥺👈👉
-دختر یا پسر؟!
+م منظورت چیه
-همینجوری پرسیدم
+خب👈👉دختر
-منم همینطور
+چرا پسر دوست نداری؟ خانوادت نوه پسر میخوان
-من تبعیضی برای دختر و پسر قائل نمیشم، وقتی بچه دار شم، تنها دقدقم اینه که خوشحالشون کنم
+پس قراره پدره خیلی مهربونی بشی، به زنه آیندت حسودیم میشه که قراره چنین شوهره مسئولیت پذیری داشته باشه
-حسودی چرا؟؟ تو میخوای به خودت حسودی کنی؟
+چ چی؟ زن آیندت منم؟
-اوهوم
+ولی خانوادت صددرصد قبولم نمیکنن
-مهم نیست، مهم اینه من قبولت دارم، و تو برای من با ارزشی
+ا اخه...
(سونگمین محکم لب های ا.ت رو مک زد و اروم لباساش رو از روی شونش پایین میداد، ا.ت دست و پا میزد تا از زیر سونگمین فرار کنه، ولی فایده ای نداشت)

*ویو سونگمین

لب های ا.ت رو محکم مک میزدم و لباساشو در اوردم، وای خیلی سفیده. اون گردالی ها رو😈

به سینه های ا.ت حمله کرد و محکم مک میزد، اروم دستشو پایین برد و دامن ا.ت رو کامل در اورد.
ا.ت سعی میکرد فرار کنه و بینه ناله هاش از سونگمین خواهش میکرد ولش کنه، اما سونگمین گوش نمیکرد.
((اقا اسماته، نمیخواین نخونین، و فقط این فیکه، من نمیخوام آسیب ببینن))
سونگمین از لب و گردن ا.ت کیس مارک گذاشت تا زیرشکمش. ا.ت فقط ناله میکرد، از درد ، از لذت، و از طرفی میخواست فرار کنه.
+آه سونگمین بسهه
-سونگمین؟ نه ددی
+د ددی بسه لطفاا🥺
-که ددی هوم؟ 😈
(سونگمین دوتا انگشتش رو وارد ا.ت کرد و برای دیکش جا باز کرد)
+آییییییییییییی😭😭😭درش بیار ددیی
-هیسسس گریه نکن، درد نداره که
+هق توی منه توی تو که نیستتتت😭
-باشه باشه گریه نکن
+میسوزه چجوری گریه نکنممممم😭
-اه
دستشو در اورد و دیکشو جلوی ورودیه ا.ت تنظیم کرد و بدونه اینکه ا.ت عادت کنه محکم واردش کرد و تلمبه زد، لباش رو روی لبای ا.ت گذاشت.
جیغ و ناله های ا.ت توی دهن سونگمین خفه میشد. سونگمین لبای ا.ت رو ول کرد و رفت سراغه سینه هاش. یکی رو توی دهنش کرد و یکی دیگه رو میمالوند
+آهههه ددی درد میگیره
-میدونم بیب، فقط تحمل کن (سرعت تلمبه زدنشو ببشتر کرد)
+آییی عاححح میسوزه🥺😭
-میگم گریه نکن
+میسوزه ددیییییییی آییییی
(سونگمین به کث ا.ت نگاه کرد، داشت خون میومد)
با پوزخند به ا.ت نگاه کرد
+چیه چرا اینجوری نگاهم میکنییی😭😭😭ما یه روزه همو میشناسیم چرا بفاکم دادی هاااا😭😭😭😭
-هوم پردتو زدم😏ععععع خب زنمییی
+هققققققق😭😭😭😭😭😭 کو سند داریییی؟
-کیس مارکام روی بدنت خودش سنده مالکیته
+مگه وسیلمممم😭
-تو هرچی باشی، ماله منی
+🥺جدی؟!
-اره جوجه (دیکشو در اورد و روی تخت نشونستو به تاج تخت تکیه داد و ا.ت رو توی بغلش کشید)
+آییی درد داره (بغض)
-ببخشید بدونه اینکه بهت بگم کارمو کردم، اینجوری کسی رو حرفم حرف نمیزاره
+🥺باثه
-جوجه من خودش بچست، چجوری میخواد نینی بیاره
(اروم خندید و اروم زد روی بینی ا.ت)
+😂سونیی
-جونمم؟!
+عاشقتم👈👉
-منم دیوونتم...
حمایت؟! 🥺🙃نظرتون چیه ادامش بدم؟ یعنی فقط با بچه دار شدن ا.ت تموم نشه، داستان رو ادامه بدم؟
#چند_پارتی
دیدگاه ها (۱)

«وقتی به همکلاسیت حسودی کرد»پارت۴ (آخر) ★ولش کن سونگمین... ☆...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط