روزی که تو بیمارستان دست میکشن رو چشمام........

روزی که تو بیمارستان دست میکشن رو چشمام........

روزی که دونفر میرن دنبال ربان مشکی واسه عکسم .......

روزی که دوتا مرده شور جنازمو میشورن و غسلم میدن.......

روزی که دیگه صدای زجه های خانوادمو نمیشنوم ......

روزی که شبش شب اول قبرمه .........

روزی که دردی تو تنم نیست...
روزی که یادت باهام نیست ...روزی که کفنم میکنن و پنبه تو بینیم و دهنمه ‌.....

روزی که نمیتونم جلوی اشکای مادرمو بگیرم......روزی که جسدم زیر خاک دفن میشه .....

اون روز نزدیکه .............

اون روز که تو اخرین نفری از سر قبرم میری ...اخرین نفری که فاتحه واسم میخونی اخرین نفری اشک برام میریزی .......

اخرین دردم .....اخرین غم......اخرین دیدارمون ....اخرین خداحافظی بی جواب تو با من........

سلامتی اون روز اون جنازه اون تن سرد اون سیاهی قبر .....‌‌

سلامتی ارزوهایی که باهام دفن میشن سلامتیه اون روزی که خدا هم از اشکای هرشبم راحت میشه ......... .
دیدگاه ها (۳)

«دشمنِ نیمکت بغلی»زنگ مدرسه تازه خورده بود که رها با عجله وا...

روزی که تو بیمارستان دست میکشن رو چشمام........روزی که دونفر...

روزی ک تو بیمارستان دست میکشن رو چشام ...روزی ک دو نفر میرن ...

ب سلامتی''روزی ک تو بیمارستان دست میکشن رو چشام ...روزی ک دو...

روزی ک تو بیمارستان دست میکشن رو چشام ...روزی ک دو نفر میرن ...

سلامتی الفاتحه!!←بسلامتی روزی ک تو بیمارستان دست میکشن رو چش...

سلامتی الفاتحه!!←بسلامتی روزی ک تو بیمارستان دست میکشن رو چش...

.. سلامتی اون روز ..روزی ک تو بیمارستان دست میکشن رو چشام .....

روزی ک تو بیمارستان دست میکشن رو چشام .. روزی ک دو نفر میرن ...

سلـــامتــــــــــــــــــــــــــــــی...روزی که تو بیمارست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط