ارزوی قدیمی پارتپروژه جدید

ارزوی قدیمی پارت۴-پروژه جدید

شدو❤🌷- داخل کلبه مدرن طراحی شده بود به جز یه گوشه که پر بود از صلاح و تفنگ بود با خودم گفتم واقعا دختر خشنیه
-اسمت تو چیه- ناخوداگاه این حرف و زدم
-من... ارتمیسم-
یه باند از اونور اتاق بلند کرد درست مثل سیلور
-پس تو هم قدرت های سیلور رو داری؟-
-تقریبا-
و شروع کرد به بستن پای خرگوش وقتی کارش تموم شد خرگوش رو برداشت و روی یه تخت گذاشت رفت روی یه صندلی نشست و به منم اشاره کرد که بشینم
-چرا اومدی دنبالم؟-
-می خواستم باهات حرف بزنم و به جواب سوالام برسم-
-باهات حرف می زنم ولی....-
صدای شلیک از توی میدون اومد سریع رفت بیرون
منم دنبالش رفتم با سرعت رفت سمت میدون پس سرعتش به اندازه منو سونیک بود
-چجوری انقدر سرعتت زیاده؟-
-گفتم که من پروژه جدیدم-
فکر کنم داشت راست می گفت وقتی رسیدیم به میدون پشت یه دیوار قایم شدیم
-هر کی تکون بخوره یه گلوله حرومش می کنم-
- تو که نمی خوای بری جلو؟-
برگشت و یه لبخند شیطنت امیز تحویلم داد
ارتمیس-دزدی کار خوبی نیستا-
-نیا جلو وگرنه شلیک می کنم-
-خودتم می دونی که تفنگت اسباب بازی دیگه؟-
خواست فرار کنه که....
دیدگاه ها (۸)

این سکانس سونیک پرایم🙃 بچه ها لقب بهم بدین🥲

ارزوی قدیمی پارت۵-پاسگاهارتمیس💜🐾-خواست فرار کنه که تلپورت کر...

باور می کنیم سر تجسم کردن یکی از پارت های رمانم اشکم داشت در...

ارزوی قدیمی پارت ۳-خرگوششدو❤🌷-وقتی که در حال گشتن بودم یه خر...

پدر بزرگ من یه کله پز بود

part 15 :ویو مایک :جنا پرید رو تخت و خوابش برد خیلی زود........

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط