کاشکی تقدیر انسانها فقط در خواب بود

کاشکی تقدیر انسانها فقط در خواب بود
قصه از آغار سر میشد دلت بی تاب بود

بعد تو بیزارم از صبح و طلوع آفتاب
کوچه های عاشقی از مهر تو مهتاب بود

گفته بودی تا ابد همراه و غم خوار منی
لعنت و نفرین بر این بی راهه که مرداب بود

قلبم از طرز نگاهت باز هم آتش گرفت
کاش در چشمان تو یک چشمه ی پر آب بود

سخت دلخونم از این بی رحمیه تلخ و غریب
کاشکی کاشکی در رسم دنیا عشق ورزی باب بود

بعد تو بیزارم از صبح و طلوعه آفتاب
کوچه های عاشقی از مهر تو مهتاب بود

گفته بودی تا ابد همراه و غم خوار منی
لعنت و نفرین بر این بی راهه که مرداب بود

قلبم از طرز نگاهت باز هم آتش گرفت
کاش در چشمان تو یک چشمه ی پر آب بود

کاشکی تقدیر انسانها فقط در خواب بود
قصه از آغار سر میشد دلت بی تاب بود

بعد تو بیزارم از صبح و طلوعه آفتاب
کوچه های عاشقی از مهر تو مهتاب بود

گفته بودی تا ابد همراه و غم خوار منی
لعنت و نفرین بر این بیراهه که مرداب بود

قلبم از طرز نگاهت باز هم آتش گرفت
کاش در چشمان تو یک چشمه ی پر آب بود
دیدگاه ها (۷)

ﯾـــــﻪ ﻭﻗﺘــــــﻬﺎﯾﯽ . . . .ﺑﻌﻀـــــــــــﯽ ﻫﺎ . . . ﺑــﯽ ...

درد یعنی دنبال یه آهنگ باشی که حرف دلت باشه اما خوب هیچی در ...

قسم به عشق ، که گمگشته ی دلم بودیاگر کنار تو بودم ، مکملم بو...

آرام بگیــر دلـــم ... !میـــدانـم دلتنـگـش هستــی... میـــد...

ای ماهِ در خون تپیده، ای ستونِ خیمه‌ی جان‌های بی‌قرار...کجای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط