کاشکی تقدیر انسانها فقط در خواب بود
کاشکی تقدیر انسانها فقط در خواب بود
قصه از آغار سر میشد دلت بی تاب بود
بعد تو بیزارم از صبح و طلوع آفتاب
کوچه های عاشقی از مهر تو مهتاب بود
گفته بودی تا ابد همراه و غم خوار منی
لعنت و نفرین بر این بی راهه که مرداب بود
قلبم از طرز نگاهت باز هم آتش گرفت
کاش در چشمان تو یک چشمه ی پر آب بود
سخت دلخونم از این بی رحمیه تلخ و غریب
کاشکی کاشکی در رسم دنیا عشق ورزی باب بود
بعد تو بیزارم از صبح و طلوعه آفتاب
کوچه های عاشقی از مهر تو مهتاب بود
گفته بودی تا ابد همراه و غم خوار منی
لعنت و نفرین بر این بی راهه که مرداب بود
قلبم از طرز نگاهت باز هم آتش گرفت
کاش در چشمان تو یک چشمه ی پر آب بود
کاشکی تقدیر انسانها فقط در خواب بود
قصه از آغار سر میشد دلت بی تاب بود
بعد تو بیزارم از صبح و طلوعه آفتاب
کوچه های عاشقی از مهر تو مهتاب بود
گفته بودی تا ابد همراه و غم خوار منی
لعنت و نفرین بر این بیراهه که مرداب بود
قلبم از طرز نگاهت باز هم آتش گرفت
کاش در چشمان تو یک چشمه ی پر آب بود
قصه از آغار سر میشد دلت بی تاب بود
بعد تو بیزارم از صبح و طلوع آفتاب
کوچه های عاشقی از مهر تو مهتاب بود
گفته بودی تا ابد همراه و غم خوار منی
لعنت و نفرین بر این بی راهه که مرداب بود
قلبم از طرز نگاهت باز هم آتش گرفت
کاش در چشمان تو یک چشمه ی پر آب بود
سخت دلخونم از این بی رحمیه تلخ و غریب
کاشکی کاشکی در رسم دنیا عشق ورزی باب بود
بعد تو بیزارم از صبح و طلوعه آفتاب
کوچه های عاشقی از مهر تو مهتاب بود
گفته بودی تا ابد همراه و غم خوار منی
لعنت و نفرین بر این بی راهه که مرداب بود
قلبم از طرز نگاهت باز هم آتش گرفت
کاش در چشمان تو یک چشمه ی پر آب بود
کاشکی تقدیر انسانها فقط در خواب بود
قصه از آغار سر میشد دلت بی تاب بود
بعد تو بیزارم از صبح و طلوعه آفتاب
کوچه های عاشقی از مهر تو مهتاب بود
گفته بودی تا ابد همراه و غم خوار منی
لعنت و نفرین بر این بیراهه که مرداب بود
قلبم از طرز نگاهت باز هم آتش گرفت
کاش در چشمان تو یک چشمه ی پر آب بود
- ۱.۴k
- ۱۱ اسفند ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط