واقعیتش اینه که نمی‌خوام با خودم بگم این تقاص فلان گناهه؛

واقعیتش اینه که نمی‌خوام با خودم بگم این تقاص فلان گناهه؛
جرات نمیکنم حتی به زبون بیارم که «تو هم گر نخواستی، در گوشمان بگو که بمیریم گوشه‌ای..»،
می‌ترسم که دوباره قفلی‌م بشه «من ایرانم و تو عراقی، چه فراقی»،
تصورشم برام سخته که زیر لب بخونم «جاده به جاده، پای پیاده، جا موندم اما، زائر زیاده»،
قلبم سنگین میشه با ریتم «چشمات‌و ببند، اگه گذاشت گریه‌ی بی‌امونت»....
بله خیلی سخته..
سخت و جان‌کاه💔!
دیدگاه ها (۰)

گایز از تصمیمم‌ پشیمون شدم دیگه سناریو یا فیک نمینویسم شایدم...

تولد یه فرشته شوده ارمی🐥🎂تولدت مبارک نانا⭐

مایل به فرند؟ بک؟ فالو؟ بازنشر؟ کامنتا؟

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط