گاهی

گاهی؛
دلم می خواهد
بگذارم بروم
بی هرچه آشنا...
گوشه ی دوری گمنام
حوالیِ جایی بی اسم.
گاهی واقعا خیال می کنم
روی دست خداوند مانده ام
خسته اش کرده ام

👤 سیدعلی_صالحی
دیدگاه ها (۱۸)

باید کسی را پیدا کنمدوستم داشته باشدآن قدرکه یکی از این شب‌ه...

تابستانی که تو را کم داشته باشد کهتابستان نیست، تو باید باشی...

خشکی؟ نه هر رابطه ی دوستانه ای باید از جستجوی خشکی و امنیت د...

من حسادت می کنم حتی به تنها بودنتمن به فرد رو به رویی، لحظه ...

تنها تویی بهانه ی این حسّ جاری ام خرسند ازاین بهانه،از این ه...

من هیچوقت بلد نبودم جوری رفتار کنم که هر روز بیشتر دوست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط