آرام باش عزیزم من آرام باش حکایت دریاست زندگی گاهی درخشش

آرام باش عزیزم من آرام باش حکایت دریاست زندگی گاهی درخشش آفتاب،برق و بوی نمک،ترشح شادمانی گاهی هم فرو می رویم، چشمهایمان را میبندیم،همه جا تاریکی هست، آرام باش عزیز من آرام باش دوباره سر از آب بیرون می آوریمو
تلالوء آفتاب را میبینیم زیر بوتهی از برف که این دفعه درست از جایی که تو دوست داری طالع میشود.
دیدگاه ها (۲)

فصل دوم: طعمِ تلخِ تظاهرا/ت به درِ بسته‌ی حمام خیره ماند. صد...

آرام باش عزیز من، آرام باش!حکایت دریاست زندگی. گاهی درخشش آف...

آرام باش عزیز من ، آرام باش !حکایت دریاست زندگی ، گاهی درخشش...

آرامـ باش عزیـز من آرامـ باش.حکایت دریـاست زندگۍ،گاهۍ درخشش ...

آرام باش عزیز من، آرام باشحکایت دریاست زندگیگاهی درخشش آفتاب...

آرام باش عزیز من...آرام باش...حکایت دریاست زندگی...گاهی درخش...

🍒🌱حکایت دریاست ، زندگی گاهی درخشش آفتاب، برق و بوی نمک ، ترش...

آرام باش عزیز من ، آرام باشحکایت دریاست زندگیگاهی درخشش آفتا...

‌آرام باش عزیزِ منآرام باش...حکایت دریاست زندگی!گاهی درخشش آ...

آرام باش عزیز منآرام باش!حکایت دریاست زندگیگاهی درخشش آفتابب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط