ســـال دوم یک اســتاد داشــتیم

ســـال دوم یک اســتاد داشــتیم
گیر داده بود همه باید کراوات بزنند.

سرامتحان، "چــمران" کراوات نزد،
استاد دونـمره ازش کــم کرد.
شد هــجده، "بالا‌تـرین نمـره" .


" شهــــــ پیام ــــید "

@shahid

من کان للله کان الله له...
دیدگاه ها (۱)

بسم الله الرحمن الرحیم فَتَوَلَّى عَنْهُمْ وَقَالَ يَا قَوْم...

𝙉𝙖𝙯𝙖𝙧𝙞𝙮𝙚‌ٔ 𝙈𝒂 | نظریه‌ی ماــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

#playmate p¹¹⁴ات ویو:با سردی بادی که به صورتم میخورد کم کم ب...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتپارت ۲۸ | «اسم کامل» 🖤✉️آن شب......

یوشیرو حتی بهتر از کامیل کازوتورا رو میشناختچون کامیل همیشه ...

پارت: 15 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*تو چشم‌هام زل زد و خیلی آر...

رمان آغوشی از جنس خطر پارت سیزدهم 1۴

ابلیس

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط