عاقبت عاشق شدم،تقصیردریا بود و تو

عاقبت عاشق شدم،تقصیردریا بود و تو
موجهای قلب من تعبیر دریا بود و تو

ساحلی زیباست پیشانی دریا پُرتَرک
ردپای عشق من،تقدیر دریا بود و تو

میبرد باخویش هرموجی،کسی را از دلم
این دل آرام من، تاثیر دریا بود و تو

روی شن ها را ببین نام تو را بنوشته ام
مقصد انگشت من،تحریر دریا بود و تو

عاشقی،دیوانگی،بی خوابی وشور مدام
در تمام حس من،تفسیرِ دریا بود و تو

باخودش میبردچشمان تو راامشب نسیم
نیّتش گویا فقط، تغییر دریا بود و تو

بی گمان پروانه امشب مقصدش دریای توست
ورنه این پرواز هم،تبذیر دریا بود و تو

دیدگاه ها (۱)

شوق دیدار تو را دارم نمی آیی چرا ؟ مثل باران ، تند میبارم نم...

از غمم با گُل پژمرده‌ی گلدان گفتمتلخ با چایی یخ‌کرده‌ی لیوان...

نه! نگفتم دوستت دارم ولی جانم توییخالق هر لحظه از این عشق پن...

من که مجنونت شدم ذکرم فقط رویا شده مضطرب بر حال من دیگر خود ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط